Toggle stanza 1
روی یار از سبزه تر بوستانی یافت نو
1

روی یار از سبزه تر بوستانی یافت نو

چشم من بهر تماشا گلستانی یافت نو

2

تا لب او در ته هر موی خط جان نمود

بنده زان لب در ته هر موی جانی یافت نو

3

بود ناپیدا دهانش تیز دیدم بوسه جاش

در لب از دندانی نشانی شد دهانی یافت نو

4

ماه من زلف سیه بر خط سبزت سر نهاد

طوطی شکر خورت هندوستانی یافت نو

5

دی کمر بستی و در وی بسته شد مویی ز جعد

نی میان بودی تهی گاهت میانی یافت نو

6

قامت تو کز ضعیفی بسته در مویت نماند

بر سر هر تار مویی خانمانی یافت نو

7

بس که نونو داستانت فتنه شد بر هر زبان

هر زبان از قصه من داستانی یافت نو

8

بس که سودم روی زرد خویش بر خاک درت

باد هردم ز آستانت زعفرانی یافت نو

Sources

Persian text source: Ganjoor