شمارهٔ 6 - از اینجاست که از مدح کردن اظهار بیزاری و از اهل زمانه گله میکند
Toggle stanza 1گرمی دل نیست چو حاصل مرا
11
گرمی دل نیست چو حاصل مرا
سرد شد از آب سخن دل مرا
22
تاکی از ین شیوه به ننگی شوم
بیغرض آماج خدنگی شوم
33
تام گدائی کنم اسکندری
خلعت عیسی فگنم بر خری
44
محتشمانند درین روزگار
مس به زر اندودهٔ ناقص عیار
55
کوردل از دولت و کوتهنظر
دولتشان از دلشان کورتر
66
گوش گران و همه ناموس جوی
سفلهوش و دونصفت و تنگخوی
77
بی کرمی نام فروشی کنند
بی گهری مرتبه کوشی کنند
88
خورده به درویش نیاز ند پیش
بیش رسانند بدانجا که بیش
99
گر برسانند، مثل، بر گدای
یک درمی ده طلبند از خدای
1010
این سخن چند که بیخواست است
شاعری ای نیست همه راست ست
1111
لیک به خواهش چو مرا نیست راه
جز به خدا یا به در باد شاه
1212
هر چه گفتم ز کسی باک نیست
زهر نخوردم غم تریاک نیست
1313
نیت آن دارم ازین پس به راز
کز در شه نیز شوم بینیاز
1414
پشت بجویم نه پناهی ز کس
چون خداوند کنم روی و بس
Sources
Persian text source: Ganjoor

