غزل شمارهٔ 1603
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1ای سمن نامه وفا بستان
11
ای سمن نامه وفا بستان
نسخه زان روی دلربا بستان
22
وی بنفشه ز رشک طره تو
کوژپشتی بر او عصا بستان
33
خاک او توتیا شد، ای نرگس
دیده بفروش و توتیا بستان
44
گر توانی بدو رسانیدن
یک سلام از من، ای صبا، بستان
55
پس بگو کز دو چشم فتنه پر است
بده انصاف ما و یا بستان
66
روی چون ماه را به چرخ نمای
هفت آیینه رو نما بستان
77
به غلامی بخر مرا از من
وز دو چشم خودش بها بستان
88
پس به چشم خیال خود بفروش
لیکن از چشم خود رضا بستان
99
دل ببردی و جان همی خواهی
گر بخواهی ستد، بیا بستان
1010
زر چه جویی، ببین رخ زردم
وز غم خویش کیمیا بستان
1111
نامه ما اگر نمی خوانی
قصه باری ز دست ما بستان
1212
داد خسرو ز دست قصه هجر
از برای خدای را بستان
Sources
Persian text source: Ganjoor

