Toggle stanza 1
مرا چند آخر از خود دور داری؟
1

مرا چند آخر از خود دور داری؟

دلم را در هم و رنجور داری

2

روا داری که با آن روی چو شمع

شب تاریک ما بی نور داری

3

میان داری چو زنبوران کافر

مژه کافرتر از زنبور داری

4

ز رسوایی مرنج، آخر محال است

که عاشق باشی و مستور داری!

5

بتی گر داری، از فردا میندیش

که در خانه بهشت و حور داری

6

تو آن سلطان خوبانی، نگارا

که همچون فتنه صد دستور داری

7

ز چندان دل که ویران کرده تست

چه باشد گر یکی معمور داری؟

8

چو آتش در زدی، باری همین بین

چنین باشد که خود را دور داری

9

معافی، گر نمی پرسی ز خسرو

که خوبی و دل مغرور داری

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 1808 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood