غزل شمارهٔ 144

Toggle stanza 1
مرا در آرزویت غم ندیم است
1

مرا در آرزویت غم ندیم است

به تو گر نیست روشن، حق علیم است

2

به خاک پای تو خوردیم سوگند

از آن معنی که سوگندی عظیم است

3

چو دل با ابرویت پیوسته بودم

از آن بیچاره مسکین دل دو نیم است

4

چه دریاهای خون دارم به دل من

یقین در جان من در یتیم است

5

بدان رو عشق می ورزم دگر فاش

مرا از طعنه مردم چه بیم است

6

اگر اشکم به هر سویی روان است

ولی دل بر سر کویت مقیم است

7

چو غنچه باش خسرو، در جگر خون

اگر مقصودت از زلفش نسیم است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor