Toggle stanza 1
مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت
1

مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت

شبی نرفت که بر جان ما بلا نگذشت

2

مرا ز عارض او دیر شد گلی نشکفت

چو گلبنی که بر او هیچ گه صبا نگذشت

3

گذشت در دل من صد هزار تیر جفا

که هیچ در دل آن یار بی وفا نگذشت

4

مسیح من چو مرادم نداد، جان دادم

ولیک عمر ندانم گذشت یا نگذشت

5

بریخت چشم مرا آب آن بت بدخوی

چه آب ریختگی کان به روی ما نگذشت

6

کبوتری نبرد سوی دوست نامه من

کز آتش دل من مرغ در هوا نگذشت

7

چه سود ملک سلیمانت، خسروا، به سخن

چو هدهد تو گهی جانب سبا نگذشت

Sources

Persian text source: Ganjoor