غزل شمارهٔ 323
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت
11
مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت
شبی نرفت که بر جان ما بلا نگذشت
22
مرا ز عارض او دیر شد گلی نشکفت
چو گلبنی که بر او هیچ گه صبا نگذشت
33
گذشت در دل من صد هزار تیر جفا
که هیچ در دل آن یار بی وفا نگذشت
44
مسیح من چو مرادم نداد، جان دادم
ولیک عمر ندانم گذشت یا نگذشت
55
بریخت چشم مرا آب آن بت بدخوی
چه آب ریختگی کان به روی ما نگذشت
66
کبوتری نبرد سوی دوست نامه من
کز آتش دل من مرغ در هوا نگذشت
77
چه سود ملک سلیمانت، خسروا، به سخن
چو هدهد تو گهی جانب سبا نگذشت
Sources
Persian text source: Ganjoor

