غزل شمارهٔ 523
Toggle stanza 1دل نیست که در وی غم دلدار نگنجد
11
دل نیست که در وی غم دلدار نگنجد
سندان بود آن دل که در او یار نگنجد
22
در دل چو بود عشق، نگنجد خرد و عقل
در مجلس خاص ملک اغیار نگنجد
33
آن را سخن عشق رسد کو به دل از دوست
صد تیر بلا گنجد و آزار نگنجد
44
جانا، به دل تنگ من اندوه تو بسیار
در گنجد و صبر اندک و بسیار نگنجد
55
گفتی که غم دیده و دل خور، مگری زار
خویشی دل و دیده درین کار نگنجد
66
گر حسن فروشی به دگر جلوه برون آی
تا در همه بازار خریدار نگنجد
77
خواهیم که نقلی ز دهان تو بخواهیم
بیهوده چه گوییم، چو گفتار نگنجد
88
دیوار و درت در دل من خانه گرفتند
هر چند که در دل در و دیوار نگنجد
99
کوشد که رهد خسرو بیدل ز غمت، لیک
با حکم قضا حیله و هنجار نگنجد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

