غزل شمارهٔ 1846

Toggle stanza 1
نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی
1

نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی

مفروش لذتش را به حیات جاودانی

2

ز طرب مباش خالی می و رود خواه وساقی

که غنیمت است و دولت دو سه روز زندگانی

3

غم نیستی و هستی نخورد کسی که داند

که گذشت عمر و باقی نبود جهان فانی

4

مکن، ای امام مسجد، من رند را ملامت

چو به شهر می پرستان نرسیده ای، چه دانی؟

5

چه شوی به زهد غره که ز دیر می پرستان

به خدا رسید بتوان به تضرع نهانی

6

تو و زهد خرقه پوشان، من و دیر دردنوشان

به تو حال ما نماند، تو به حال ما نمانی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی

که ببرد رخت ما را همه دزد شب نهانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2830

چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی

منم و خیال یاری غم و نوحه و فغانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2831

ز گزاف ریز باده که تو شاه ساقیانی

تو نه‌ای ز جنس خلقان تو ز خلق آسمانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2835

تو کیی در این ضمیرم که فزونتر از جهانی

تو که نکته جهانی ز چه نکته می‌جهانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2844

چو یقین شده‌ست دل را که تو جان جان جانی

بگشا در عنایت که ستون صد جهانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2852

نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی

که به دوستان یک دل سر دست برفشانی

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 617

ز سگان کویت ای جان که دهد مرا نشانی

که ندیدم از تو بوئی و گذشت زندگانی

AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 810

ز هنر به خود نگنجم به خم می مغانی

بدرد لباس بر تن چو بجو شدم معانی

Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 43 - این قصیده در ایام عزیمت مکه معظمه و وداع دوستان در نعت همان مقام علیه متبرکه مذیل به مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان گفته شده

بسم از جمال ساقی و شراب ارغوانی

که به یار تشنه ام من، نه به آب زندگانی

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1845

Sources

Persian text source: Ganjoor