غزل شمارهٔ 1846
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی
نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی
مفروش لذتش را به حیات جاودانی
ز طرب مباش خالی می و رود خواه وساقی
که غنیمت است و دولت دو سه روز زندگانی
غم نیستی و هستی نخورد کسی که داند
که گذشت عمر و باقی نبود جهان فانی
مکن، ای امام مسجد، من رند را ملامت
چو به شهر می پرستان نرسیده ای، چه دانی؟
چه شوی به زهد غره که ز دیر می پرستان
به خدا رسید بتوان به تضرع نهانی
تو و زهد خرقه پوشان، من و دیر دردنوشان
به تو حال ما نماند، تو به حال ما نمانی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی
که ببرد رخت ما را همه دزد شب نهانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2830
چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی
منم و خیال یاری غم و نوحه و فغانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2831
ز گزاف ریز باده که تو شاه ساقیانی
تو نهای ز جنس خلقان تو ز خلق آسمانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2835
تو کیی در این ضمیرم که فزونتر از جهانی
تو که نکته جهانی ز چه نکته میجهانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2844
چو یقین شدهست دل را که تو جان جان جانی
بگشا در عنایت که ستون صد جهانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2852
نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی
که به دوستان یک دل سر دست برفشانی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 617
ز سگان کویت ای جان که دهد مرا نشانی
که ندیدم از تو بوئی و گذشت زندگانی
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 810
ز هنر به خود نگنجم به خم می مغانی
بدرد لباس بر تن چو بجو شدم معانی
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 43 - این قصیده در ایام عزیمت مکه معظمه و وداع دوستان در نعت همان مقام علیه متبرکه مذیل به مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان گفته شده
بسم از جمال ساقی و شراب ارغوانی
که به یار تشنه ام من، نه به آب زندگانی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1845
Sources
Persian text source: Ganjoor

