غزل شمارهٔ 1294
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1لبالب کن قدح ساقی که مستم
لبالب کن قدح ساقی که مستم
به می ده جملگی اسباب هستم
مرا کن سرخ رو از جرعه خویش
چه میرانی که پیشت خاک بستم؟
اگر اصحاب عشرت می پرستند
بیا ساقی که من ساقی پرستم
مرا گویند، در مستی چه دیدی؟
که می گویی دل اندر باده بستم
تعالی الله، ازین بهتر چه باشد؟
که از ننگ وجود خود برستم
حد مستی من، ای تیغ، زن، زانک
نه من از می، ز روی خوب مستم
مرا گویی که از کی باز مستی؟
از آن روزی که با خسرو نشستم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چه دیدم خواب شب کامروز مستم
چو مجنونان ز بند عقل جستم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1496
به جان جمله مستان که مستم
بگیر ای دلبر عیار دستم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1497
درآمد دوش ترک نیم مستم
به ترکی برد دین و دل ز دستم
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 478
مرا قلاش میخوانند، هستم
من از دردی کشان نیم مستم
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 481
هزاران سال با فطرت نشستم
به او پیوستم و از خود گسستم
Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 121
تراشیدم صنم بر صورت خویش
به شکل خود خدا را نقش بستم
Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 130
من از بود و نبود خود خموشم
اگر گویم که هستم خود پرستم
Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 54
Sources
Persian text source: Ganjoor

