Toggle stanza 1
برفت عمر و به سوی خدای روی نکردم
1

برفت عمر و به سوی خدای روی نکردم

بشد غنیمت و اوقات جستجوی نکردم

2

ز لوث فسق دل من چگونه دست بشوید؟

به غسل جای ندامت چو دیده چوی نکردم

3

سیاه رویی خود را به آب دیده نشستم

به صف مردان خود را سفید روی نکردم

4

طریق شیردلی های شبروان چه شناسم

که صحبتی دو سه شب باسگان کوی نکردم؟

5

کجا به حضرت سلطان قبول حال بیاید

سری که در خم چوگان عشق گوی نکردم

6

دماغ کرد چنینم که طیب خلق ندانم

زکام داشت بر آنم که مشک بوی نکردم

7

به ترک خوی بدم می دهند پند، ولیکن

کنون چگونه کنم، کز نخست خوی نکردم؟

8

تمام عمر برانداختم به کذب که هرگز

به صدق پیش خدا قامت دو توی نکردم

9

وبال من همه شعر آمد و دریغ که خسرو

نگفت «خاموش » و من ترک گفتگوی نکردم

Sources

Persian text source: Ganjoor