Toggle stanza 1
درد دلم را طبیب چاره ندانست
1

درد دلم را طبیب چاره ندانست

مرهم این ریش پاره پاره ندانست

2

راز دلت را به صبر گفت بپوشان

حال دل غرقه را کناره ندانست

3

خال بنا گوش او زگوشه نشینان

برد چنان دل که گوشواره ندانست

4

قافله عقل را به ساعد سیمین

راه بجایی برد که یاره ندانست

5

سختی ازان دیدی، خسروا، که به اول

قاعده آن دل چو خاره ندانست

Sources

Persian text source: Ganjoor