غزل شمارهٔ 279
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1درد دلم را طبیب چاره ندانست
11
درد دلم را طبیب چاره ندانست
مرهم این ریش پاره پاره ندانست
22
راز دلت را به صبر گفت بپوشان
حال دل غرقه را کناره ندانست
33
خال بنا گوش او زگوشه نشینان
برد چنان دل که گوشواره ندانست
44
قافله عقل را به ساعد سیمین
راه بجایی برد که یاره ندانست
55
سختی ازان دیدی، خسروا، که به اول
قاعده آن دل چو خاره ندانست
Sources
Persian text source: Ganjoor

