Toggle stanza 1
یارب، چه شد کان ترک ما ترک محبان کرده است
1

یارب، چه شد کان ترک ما ترک محبان کرده است

آسودگان وصل را رنجور هجران کرده است

2

گردون مگر آن یار را بر من دگر سان ساخته

با بخت بی سامانم از مهرش پشیمان کرده است

3

غمگین مشو،ای دل،اگر در ششدری از نقش دوست

کین مهره باز آسمان اینها فراوان کرده است

4

روزی گرم از دولت وصلش درونی شاد شد

روز فراق دوستان چون بیت احزان کرده است

5

بر هر مژه عشاق را بشکفت نسرین سرشک

تا آن گل از اهل نظر رخسار پنهان کرده است

6

در حلقه شوریدگان آشوب و غوغا می رود

گویا مگر هندوی من کاکل پریشان کرده است

7

زاهد که دامن می کشد از رندی تو، خسروا

باری ندانم یک نفس سر در گریبان کرده است

Sources

Persian text source: Ganjoor