Toggle stanza 1
ز من که عاشق و مستم صلاح کار مجوی
1

ز من که عاشق و مستم صلاح کار مجوی

خزانست در چمن عاشقان، بهار مجوی

2

دلم به صحبت مستان و شاهدان خو کرد

نشان تقوی ازین رند دردخوار مجوی

3

چو من ز خون دل سوخته سیه رویم

سپید رویی من زین سیاه کار مجوی

4

نروید از گل من جز گیاه بدنامی

گل سلامت ازین خاک خاکسار مجوی

5

به جز فساد ز فاسق دگر عمل مطلب

به جز وفا ز مقامم دگر شمار مجوی

6

ز اهل میکده جز ناکسی جمال مخواه

به کنج مزبله جز ماکیان شکار مجوی

7

دلا، چو هدیه جان پیشکش نخواهی کرد

بر آستانه سلطان عشق بار مجوی

8

سوار چابک من، آمدم به بندگیت

قرار بندگیم ده، ولی فرار مجوی

9

چو خسرو راز بتان زینهار نتوان یافت

مجو رهایی از آن بند و زینهار مجوی

Sources

Persian text source: Ganjoor