شمارهٔ 16 - معراج
Toggle stanza 1رفته و باز آمده در یک زمان
11
رفته و باز آمده در یک زمان
رفتن و باز آمدنش توأمان
22
چشم یقینش چو به رحمت فتاد
امت بیچاره نرفتش ز یاد
33
آب که خود خورد ازان زمزمه
قطره چکانید به کام همه
44
قطرهٔ او چشمهٔ والا شده
چشمه چه گویند که دریا شده
55
نیم شب آن پیک الهی ز دور
آمد و آورد براقی ز نور
66
داد نویدش که از ین قعر چاه
خیز و به دریای ابد جوی راه
77
برق صفت جست به پشت براق
کرده به میثاق شتاب از وثاق
88
جست برون جوهرش از کن فکان
یافت مکانی بحد لامکان
99
از زبر و زیر برون برد ذات
زیر و زبر هیچ نماند از جهات
1010
منزلتی یافت منازل نورد
کیف وکم از راه برون برد گرد
1111
پردهٔ خویشی زمیان خاسته
مرتبهٔ بی خودی آراسته
1212
چون زمیان رفته حجاب خیال
بی حجبش جلوه نمود آن جمال
1313
جام عنایت زصفا نوش کرد
و زخودی خویش فراموش کرد
Sources
Persian text source: Ganjoor

