Toggle stanza 1
دلم زو شب حدیث ناز می گفت
1

دلم زو شب حدیث ناز می گفت

همی گفت آن حدیث و باز می گفت

2

نمی آمد مرا خواب از غم دوست

ز هجران سرگذشتی باز می گفت

3

خیال غمزه از پیکان دلدوز

پیام ترک تیرانداز می گفت

4

نهان می مردم و می زیستم باز

که جان با من سخن زان ناز می گفت

5

مرا می کشت یاد آن که روزی

به غمزه با من آن بت راز می گفت

6

خوش آن مرغی که می آمد از آن باغ

کبوتر را سلام باز می گفت

7

دل من مست بود و قصه دوست

گهی زانجام و گه ز آغاز می گفت

8

ز زلفش عقل می نالید با چشم

جفای دزد با غماز می گفت

9

چو چنگ غم زده در گریه خسرو

سرود عاشقان با ساز می گفت

Sources

Persian text source: Ganjoor