غزل شمارهٔ 1023
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1رسید موسم عید و صلای می درداد
11
رسید موسم عید و صلای می درداد
پیاله بر کف خوبان ماه پیکر داد
22
میی که ساقی رعنا ز خون مستان خورد
چه خوابها که بدان غمزه های کافر داد
33
مگر بر آب خود آیم ز خشکی روزه
دو سه پیاله بباید مرا سراسر داد
44
بسان نیمه بیضه ز جام نقره تمام
که نقل مجلس مستان بط و کبوتر داد
55
خضر بریخت به ساغر ز می که آب حیات
پس آن گهی به کف ثانی سکندر داد
66
بر آستانش، خسرو، نثار موسم عید
به وزن شعر همه برکشیده گوهر داد
Sources
Persian text source: Ganjoor

