Toggle stanza 1
آن نه منم که از جفا دست ز یار در کشم
1

آن نه منم که از جفا دست ز یار در کشم

یا پس زانوی خرد پای قرار در کشم

2

دل به خط بتان شد و دامن خویش می کشد

دامن به چند جا از سر خار در کشم

3

شاهسوار من کجا، تنگ قبای کج کله؟

تاش درون چشم خود اسپ سوار در کشم

4

عمر من است بار ننگ، هیچ وفا نمی کند

عمر اگر وفا کند، هم به کنار در کشم

5

طاقت صبر طاق شد، بر سر راه او روم

دیده آب رفته را بو که غبار در کشم

6

خیز و قیامتی نما بهر شمار عاشقان

تا به میانه خویش را گاه شمار در کشم

7

یک سر مو ز خط خود از پی کشتنم بکش

تا به عوض به جای او این تن زار در کشم

8

ساقی بخت اگر شبی باده به کام ما دهد

جام مراد تا به لب از لب یار در کشم

9

خسرو بیدل توام مست شبانه لبت

یک دو لبالبم بده تا به خمار در کشم

Sources

Persian text source: Ganjoor