غزل شمارهٔ 689
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1باز باد صبح بوی آشنایی می دهد
11
باز باد صبح بوی آشنایی می دهد
آب چشم مستمندان را روایی می دهد
22
بین که چندین زاهد از خلوت برون خواهد افتاد
باد را کان زلف شغل عطرسایی می دهد
33
ای رخت آشوب و چشمت فتنه و زلفت بلا
دل نگر کو با کیانم آشنایی می دهد
44
هم به حق دوستی کت دوست می دارم به جان
خوی تو گرچه نشان بی وفایی می دهد
55
وه که باری روی زیبا باز کن تا بنگرم
تا هنوزم دیده لختی روشنایی می دهد
66
آمدم بر آستان دولتت امیدوار
کیست کو درویش را راه گدایی می دهد؟
77
گفتی از دست فراق ما نخواهی برد جان
تو چه گویی خود که ما را دل گوایی می دهد؟
88
خود مکن بیگانگی با ما، چو می دانی که چرخ
آشنایان را ز یکدیگر جدایی می دهد
99
خون خسرو رایگان مزد رقیبت بر من است
گر به یک شمشیرم از دستت رهایی می دهد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

