Toggle stanza 1
بازش هوس شکار برخواست
1

بازش هوس شکار برخواست

وز دلشدگان قرار برخاست

2

او مرکب ناز راند و از خلق

هر سوی فغان زار برخاست

3

او پیش شکار مست بگذشت

فریاد ازان شکار برخاست

4

من خاک شوم بر آن زمینی

کز توسن او غبار برخاست

5

صبر و دل و نام و ننگ ما برد

عشق آمد و هر چهار برخاست

6

عاشق نه یکی، هزار جان داد

ناله نه یکی، هزار برخاست

7

خواب دگرش به دیدن آمد

شاد آمد و شرمسار برخاست

8

از رنج منش چه شد زیادت

وز کشتن من چه کار برخاست

9

ای عقل، برو، ز ما که نتوان

زین میکده که هوشیار برخاست

10

با درد خوشم که نام مرهم

از خسرو دلفگار برخاست

Sources

Persian text source: Ganjoor