غزل شمارهٔ 1062
Toggle stanza 1گر حسن تو آفاق پر آوازه ندارد
11
گر حسن تو آفاق پر آوازه ندارد
سرهای سران بر در دروازه ندارد
22
بی منت پیرایه چنانی تو به خوبی
کت هیچ غم غالیه و غازه ندارد
33
بر باد هوا شد ورق صبر من، آری
دل دفتر کهنه ست که شیرازه ندارد
44
از آه جگر تاب سیه روی بمانم
گر گریه من روی مرا تازه ندارد
55
گفتی که چگونه ست غمم در حق خسرو
جانا، چه توان گفت که اندازه ندارد
Sources
Persian text source: Ganjoor

