غزل شمارهٔ 1901
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1هوس پخته ست این پروانه بهر خویشتن سوزی
هوس پخته ست این پروانه بهر خویشتن سوزی
بیا و خانه روشن کن ز بهر مجلس افروزی
چه آتش می زنی زینسانم، ای دور از تو چشم بد
دل و جان است آخر نی سپند است این که می سوزی
گر از بی مهری چشمت گله کردم بنامیزد
که آموزد کمان ابرویت را رسم کین توزی
چو دیدی مردنم، گفتی که روزی روی بنمایم
چنین روزی همم در زندگی یعنی شود روزی
سگت هم می رمد از من، توانی مردمی کردن
که چون بازو کنم طوقش به تیری بازویم دوزی
چه اغرا می کنی در خون خسرو چشم بدخو را
به رحمت ره نما قصاب را، کشتن چه آموزی؟
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
الهی سخت بیبرگم به ساز طاعتاندوزی
همین یک الله الله دارم آن همگر تو آموزی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2715
جهانی تازه شد از فیض تو ای ابر نوروزی
من لب تشنه را تا چند بهر قطره ای سوزی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 458
ز کوی یار میآید نسیمِ بادِ نوروزی
از این باد ار مدد خواهی، چراغِ دل برافروزی
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 454
Sources
Persian text source: Ganjoor

