غزل شمارهٔ 1901

Toggle stanza 1
هوس پخته ست این پروانه بهر خویشتن سوزی
1

هوس پخته ست این پروانه بهر خویشتن سوزی

بیا و خانه روشن کن ز بهر مجلس افروزی

2

چه آتش می زنی زینسانم، ای دور از تو چشم بد

دل و جان است آخر نی سپند است این که می سوزی

3

گر از بی مهری چشمت گله کردم بنامیزد

که آموزد کمان ابرویت را رسم کین توزی

4

چو دیدی مردنم، گفتی که روزی روی بنمایم

چنین روزی همم در زندگی یعنی شود روزی

5

سگت هم می رمد از من، توانی مردمی کردن

که چون بازو کنم طوقش به تیری بازویم دوزی

6

چه اغرا می کنی در خون خسرو چشم بدخو را

به رحمت ره نما قصاب را، کشتن چه آموزی؟

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor