غزل شمارهٔ 1125

Toggle stanza 1
تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز
1

تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز

دل خون شد و حدیث بتان بر زبان هنوز

2

عمرم به آخر آمد و روزم به شب رسید

مستی و بت پرستی من همچنان هنوز

3

آهنگ کرده سوی بتان جان کمترین

کافر دلان حسن درون سوی جان هنوز

4

صد غم رسید و مرگ هنوزم نمی رسد

صد کعبه رفت و مهر دلم رایگان هنوز

5

عالم تمام پر ز شهیدان خفته گشت

ترک مرا خدنگ بلا در کمان هنوز

6

بیدار مانده شب همه خلق از نفیر من

وان چشم نیم مست به خواب گران هنوز

7

هر دم کرشمه های وی افزون و آنگهی

خسرو ز بند او به امید امان هنوز

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor