غزل شمارهٔ 653

Toggle stanza 1
آن همه دعوی که اول عقل دعوی دار کرد
1

آن همه دعوی که اول عقل دعوی دار کرد

دید چون رویت به عجز خویشتن اقرار کرد

2

رنج بیداری شبهای غم روشن نبود

خفته بودم پیش ازین، هجر توام بیدار کرد

3

سجه گر زنار شد بر مشکن، ای پرهیزگار

کاینچنین ها آدمی از بهر دل بسیار کرد

4

درج یاقوت لب لیلی مفرح هست، لیک

کی توان بیچاره مجنون را بدان هشیار کرد

5

داند آن کز گلرخان خورده ست خاری بر جگر

کز چه بلبل در گلستان ناله های زار کرد

6

دارد اندر دل غباری وقت تست، ای گریه،هان

کار کن اندر دلش، گر می توانی کار کرد

7

سنگدل یارا، اثر در تو نکرد آهی که آن

کشت اهل درد را بیدرد را افگار کرد

8

با من بیمار شیرین گشت معجون اجل

زانکه عشقت چاشنیی خویش با آن یار کرد

9

هر چه خسرو پیش ازین در پیش خوبان سجده کرد

پیش محراب دو ابروی تو استغفار کرد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 653 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood