غزل شمارهٔ 200

Toggle stanza 1
آن سوار کج کله کز ناز سلطان من است
1

آن سوار کج کله کز ناز سلطان من است

بس خرابی ها کز او، در جان ویران من است

2

خون من در گردنم، کامروز دیدم روی او

چنگ من فردای محشر هم به دامان من است

3

هر که در جا حور دارد، خانه پندارد بهشت

من کز او دورم ضرورت خانه زندان من است

4

تا جدا ماندم ز تو جز غم ندارم مونسی

یار شبهای فراقت چشم گریان من است

5

بس که صحرا گیرم از غم، تا درون خالی کنم

هر گیاهی مونس غمهای پنهان من است

6

جان کشم از تو که هم خوابه نگردد، با تو، لیک

من ندانم کاین تویی در سینه یا جان من است

7

شاه عشقم خاک گوید مسند جمشیدیم

دولت و اقبال من حال پریشان من است

8

خسرو، نظمم، ولی از سرنوشت آسمان

نامه دردم که نام دوست عنوان من است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor