غزل شمارهٔ 1582
Toggle stanza 1ای دل، ز وعده کج آن شوخ یاد کن
11
ای دل، ز وعده کج آن شوخ یاد کن
خود را به عشوه، گر چه دروغ است، شاد کن
22
بنویس نامه ای و روا کن به دست اشک
لیک اول از سیاهی چشمم سواد کن
33
تا چند خود مراد کنی صد هزار کار
یک کار بر مراد من بی مراد کن
44
اینک سواره می رود و تا ببینمش
ای آب دیده یک نفسی ایستاد کن
55
خسرو، چو نرد عشق به جان باختی، کنون
ماندن به دست تست، گرو را زیاد کن
Sources
Persian text source: Ganjoor

