غزل شمارهٔ 771
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Metre: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
Rhyme: نشخواهمدید
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1باز با خویش گهی هم سخنش خواهم دید
11
باز با خویش گهی هم سخنش خواهم دید
یا نگاهی به سوی خویشتنش خواهم دید
22
زان من بود گهی او که بدانگونه که بود
هم بدین چشم دگر بار منش خواهم دید
33
گوشه چشمش دیدم دلم آنجا مانده ست
جان هم آنجاست به کنج دهنش خواهم دید
44
پیش ازین صبر ندارم، به رهش بنشستم
وقت آخر که هم آمد شدنش خواهم دید
55
مردمان روش ببینند و مرا طاقت نی
من همان زلف شکن بر شکنش خواهم دید
66
آشکارام دران دم که بخواهد کشتن
من نهانی به رخ چون سمنش خواهم دید
77
گر کشد، یاری ازین جور کشیدن بر هم
سوختم چند چنین کنش خواهم دید
88
او اگر آید وگرنه، چو مرا نیست قرار
من همین شسته به ره آمدنش خواهم دید
99
یارب، این خسرو ازین جور گهی خواهد زست
چند رسوا شده مرد و زنش خواهم دید
Sources
Persian text source: Ganjoor

