غزل شمارهٔ 1480
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1من از دست دل دوش دیوانه بودم
11
من از دست دل دوش دیوانه بودم
همه شب در افسون و افسانه بودم
22
غمش بود و من گم شدم در دل خود
که همراه غولی به ویرانه بودم
33
ز دل شعله شوق می زد به یادش
بر آن شعله شوق پروانه بودم
44
به مسجد رود صبح هر کس به مذهب
من نامسلمان به بتخانه بودم
55
دل و جان و تن با خیالش یکی شد
همین من در آن جمع بیگانه بودم
66
دریغا، خیالش به سیری ندیدم
که شوریده و مست و دیوانه بودم
77
خرابی خسرو نگفتم به رویش
که بیهوش از آن شکل مستانه بودم
Sources
Persian text source: Ganjoor

