Toggle stanza 1
من از دست دل دوش دیوانه بودم
1

من از دست دل دوش دیوانه بودم

همه شب در افسون و افسانه بودم

2

غمش بود و من گم شدم در دل خود

که همراه غولی به ویرانه بودم

3

ز دل شعله شوق می زد به یادش

بر آن شعله شوق پروانه بودم

4

به مسجد رود صبح هر کس به مذهب

من نامسلمان به بتخانه بودم

5

دل و جان و تن با خیالش یکی شد

همین من در آن جمع بیگانه بودم

6

دریغا، خیالش به سیری ندیدم

که شوریده و مست و دیوانه بودم

7

خرابی خسرو نگفتم به رویش

که بیهوش از آن شکل مستانه بودم

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 1480 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood