غزل شمارهٔ 1580

Toggle stanza 1
ای دیده، بیش در رخ جانان نظر مکن
1

ای دیده، بیش در رخ جانان نظر مکن

ور می کنی بر آن بت بیدادگر مکن

2

ای دل، نماند طاقت آنم که بشنوم

با من همه بکن، سخن آن پسر مکن

3

می رفت و من به خاک نهاده سر عزیز

در وی ندید، یارب از این خوارتر مکن

4

جان خواهدم برآمدن، ای باد، زینهار

از زیر موی زلف پریشان وتر مکن

5

گفتم «نماند خواب و خورم در غم تو» گفت

«آخر نه عاشقی، سخن خواب و خور مکن »

6

ای شهسوار، شکل تو ما را خراب کرد

یک مردمی بکن که از اینسو گذر مکن

7

ای ماه نو، ز حلقه به گوشان بندگیت

ما بنده ایم، حلقه در آن گوش در مکن

8

خسرو بر آستان تو افتاد و خاک شد

خواهی در او نظر کن و خواهی نظر مکن

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor