Toggle stanza 1
ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتم
1

ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتم

گه چراغ روشن و گه ماهتابی داشتم

2

بارها یاد آورم، در خواب بیهوشی روم

آن که وقتی با خیال دوست خوابی داشتم

3

چند داغ بیدلی پیوسته بینم، پیش ازین

دل مرا بود، ار چه ویران و خرابی داشتم

4

روزگار آن دیده نتوانست دید و کرد خون

من که بر رویم ز چشم خویش آبی داشتم

5

محرمی دیدم، شبی از دیده بیرون ریختم

آن همه خونابه‌ها کاندر کبابی داشتم

6

آن چه دولت بود کاندر یک شبی خنده زنان

گویی از فردوس اعظم فتح بابی داشتم

7

گفت نتوانم برت من آنچه شب بر من گذشت

کای بهشتی روی، دور از تو عذابی داشتم

8

زاریم بشنید یار و گفت «مینالی ز عشق»

خسروم، زان بر دهان گر چه جوابی داشتم

Sources

Persian text source: Ganjoor