Toggle stanza 1
تا چه ساعت بود، یارب، کان مسلمان زاده شد
1

تا چه ساعت بود، یارب، کان مسلمان زاده شد

کافت اندر سینه و اندیشه در جان زاده شد

2

از شب حامل چه زاید، جز پریشانی به عمر

هندوی شب حامل و زلف پریشان زاده شد

3

دی شبش گفتم، فلانی، زیر لب گفتا، که مرگ

طرفه مرگی بود این کز آب حیوان زاده شد

4

مه غلام اوست، ار در پیش یوسف سجده کرد

او به دهلی زاد، اگر یوسف به کنعان زاده شد

5

ماه من از آب چشم و گریه سوزان بترس

کز تنور پیرزن سیلاب طوفان زاده شد

6

مردم چشمم برون افتاد ز گریه ز پوست

راست چون طفلی که خون آلود و گریان زاده شد

7

دل از آن خوناب تن هر لحظه می گوید غمی

چون کند بیچاره خسرو کز پی آن زاده شد

Sources

Persian text source: Ganjoor