غزل شمارهٔ 759

Toggle stanza 1
اگر آن شاه دمی پیش گدا بنشیند
1

اگر آن شاه دمی پیش گدا بنشیند

فتنه و غارت و خونریز و جفا بنشیند

2

گر بیابد به دعا عاشق و دلخسته وصال

سالها بر در خلوت به دعا بنشیند

3

چون قدم رنجه کند دوست به پرسیدن من

خانه تاریک و دلم تنگ، کجا بنشیند؟

4

خانه دیده برفتیم ز نقش همه پاک

تا خیال رخ آن ترک ختا بنشیند

5

جعد زلفین سمن سای تو در دور قمر

خضر وقت است که بر آب بقا بنشیند

6

سرو بستان که به قامت علم افراشته است

چون ببیند قدت از باد هوا بنشیند

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor