Toggle stanza 1
یا رب، این ماییم از آن جان و جهان افتاده دور
1

یا رب، این ماییم از آن جان و جهان افتاده دور

سایه وار از آفتابی ناگهان افتاده دور

2

چون کنم، یاران، که من بیمارم و مرکب ضعیف

جان به لب نزدیک و راهی در میان افتاده دور

3

بینوا چون بلبلم، بی برگ چون شاخ رزان

کز جمال گل بود، در مهر جان افتاده دور

4

آنچنان کانداخت چشم بد مرا دور از رخت

باد چشم بد ز رویت آنچنان افتاده دور

5

دوری از کوی تو سرگردان همه شب تا به روز

در فغان گویی سگی ام ز آستان افتاده دور

6

در خیال ابرویت تنها و بی کس، سالهاست

شسته در خاکم چو تیری از کمان افتاده دور

7

یاد کن از چون منی، ای دوست، گر با چون تویی

آنچنان نزدیک بود این دم چنان افتاده دور

8

گفته ای، تو کیستی؟ مانده درین کو این چنین

بیدلی سرگشته ای از خان و مان افتاده دور

9

دی خیالت گفت، خسرو، حال تنهاییت چیست؟

چیست همچون حال تنهایی ز جان افتاده دور؟

Sources

Persian text source: Ganjoor