غزل شمارهٔ 1020
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1سفیده دم چو در از ابر درفشان بچکد
11
سفیده دم چو در از ابر درفشان بچکد
به کام لاله و سون زلال جان بچکد
22
روان کن آن می چون آفتاب گرماگرم
چنان که خوی ز بناگوش دوستان بچکد
33
شراب آب حیات است وجان ما مسرور
که مرده زنده کند چون به خاکدان بچکد
44
خوشا کشیدن می بر بساط سبزه چو ابر
کشیده باشد و باران یگان یگان بچکد
55
چنان بر آب خود آید چمن ز ابر بهار
که هر زمان تری از شاخ ارغوان بچکد
66
به روی نازک گل تیز منگر، ای نرگس
که خون ز رویش ترسم بناگهان بچکد
77
ز شاخ سبزه چنان آب می چکد ز تری
که در ز خانه خسرو به هر زمان بچکد
Sources
Persian text source: Ganjoor

