غزل شمارهٔ 1939

Toggle stanza 1
پیش از این من کاشکی عشقت نمی ورزیدمی
1

پیش از این من کاشکی عشقت نمی ورزیدمی

تا به گوش خود جفا از دیگران نشنیدمی

2

این همه رسوایی از عشقت نرفتی بر سرم

روز اول چشم اگر از دیدنت پوشیدمی

3

کاش من حجام بودم تا به وقت سر تراش

بهر صدقه دائما گرد سرت گردیدمی

4

یا که آهوی شکاری بودمی کز بهر قتل

در ته پای سمندت غرق خون غلطیدمی

5

یا پیاده بودمی بر نطع شطرنج تو تا

در میان پیل مات آخر رخ تو دیدمی

6

یا که در پیش سگان کوی خود بارم دهی

تا به ایشان سر به سر بر آستان خفتیدمی

7

این همه دولت نصیب دشمنان، ای کاشکی

من به دشنامی هم آخر زان میان ارزیدمی

8

غیر مهجوری و محرومی نصیبم چون نشد

گر بدانستم من این، کی عشق می ورزیدمی

9

خاک پایم، گفته ای، خسرو، ببوسی عاقبت

دولتی بودی، اگر پای سگت بوسیدمی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor