Toggle stanza 1
یاری که طریق ناز دارد
1

یاری که طریق ناز دارد

گر دل ببرد، که باز دارد؟

2

آن شوخ ز بهر کشتن ما

صد شیوه جانگداز دارد

3

در زلف بتان، مپیچ، ای دل

کاین رشته سری دراز دارد

4

بیچاره کسی که بر در تو

یک سینه و صد نیاز دارد

5

در گریه شوق، آستینم

از خون جگر طراز دارد

6

نی نی غلطم، خوش آنکه یاری

عاشق کش، و دلنواز دارد

7

کو باده و یار ساده امروز

صوفی نه سر نماز دارد

8

جانا، دل من به جانب تست

گنجشک هوای باز دارد

9

یک توبه کس درست نگذاشت

چشمت که هزاز ناز دارد

10

محمود سزد که نشنود پند

زیرا که در دلش ایاز دارد

11

بشنو که به وصف عشق، خسرو

گفت خوش و دلنواز دارد

Sources

Persian text source: Ganjoor