Toggle stanza 1
آمد بهار و سرو بر آراست قامتی
1

آمد بهار و سرو بر آراست قامتی

گل بر کشید بحر طرب را علامتی

2

گردیده باد بر سر آن سرو جان من

گردان چو باد گرد بر آن سرو قامتی

3

قد قامت الصلوة مؤذن زند به صبح

من نیم شب شوم به قد یار اقامتی

4

او در خرام و انبهی جان به گرد او

حشری ست گوییا که روان با قیامتی

5

تاراج غمزه هاش در آمد به شهر و کو

در خانه ای نماند متاع سلامتی

6

هم خون عاشقان گنهش را شفیع باد

چون نیستش ز کردن خونها ندامتی

7

ای پندگوی، در گذر از پند بیدلان

دانی که مست را نبود استقامتی

8

گفتار خویش بیهده ضایع چه می کنی؟

در حق گمرهی که نیرزد سلامتی

9

داغم نهاد بر دل و در جانیم هنوز

به زین مخواه سوختگان را غرامتی

10

صد فتنه ز آب دیده نوشتم بر آستان

خسرو برو نخواند ز بیم شئامتی

Sources

Persian text source: Ganjoor