Toggle stanza 1
جانا، روان کن راحتی، ای راحت جان همه
1

جانا، روان کن راحتی، ای راحت جان همه

با ما همه تلخی مکن، ای شکرستان همه

2

تو مست و غلتان تو به تو، زلف پریشان مو به مو

جان بادگران سو به سو، گرد سرت جان همه

3

غم دارم و دل ریش از آن، بیخوابی من بیش از من

میگفت حالم پیش از آن خواب پریشان همه

4

زان روی چون مهتاب خوش یکدم نکردم خواب خوش

از تو نخوردم آب خوش، ای آب حیوان همه

5

تو خفته شبها بیخبر خلقی به فریاد سحر

من جان خود سازم سپر در پیش پیکان همه

6

ای درد تو مهمان من، مهمان دردت جان من

درد تو تنها ز آن من، درمان تو زان همه

7

خسرو ز جان سوخته گم گشته صبر آموخته

وقتی شد آخر دوخته چاک گریبان همه

Sources

Persian text source: Ganjoor