Toggle stanza 1
عاشقان خون جگر شربت مقصود کنند
1

عاشقان خون جگر شربت مقصود کنند

ای خوش آن گریه که گه دیر و گهی زود کنند

2

وصل جویان که دم از عشق برآرند روند

چون گدایان که دعای غرض آلود کنند

3

باده کش دوزخیان، بهتر ازین متقیان

کز پی خلد برین طاعت معبود کنند

4

ناله سوختگان هست سرود ماتم

اجر آن به که گهی خلوت مقصود کنند

5

نیست بی یوسف خود رغبت بستان ما را

بلبلان، گر به چمن نغمه داود کنند

6

چه زیان دارد، اگر دلشدگان از تو گهی

زان زیان کار دو چشمت نظر سود کنند

7

من خسی را که بسوزند به کویت، غم نیست

غم از آنست که پیش در تو دود کنند

8

حق من در تو نگاهی ست سر رود دو چشم

که ز گریه حق خسرو همه نابود کنند

Sources

Persian text source: Ganjoor