Toggle stanza 1
شکرین لعل تو کان نمک است
1

شکرین لعل تو کان نمک است

گرچه شکر نه مکان نمک است

2

خود نمک از لب تو چاشنی است

وین سخن هم ز زبان نمک است

3

حسن بر لعل تو خط می‌آورد

زان که او عامل کان نمک است

4

می‌گدازد لبت از بوسه زدن

چه توان کرد از آن نمک است

5

چشم من بین ز خیال لب تو

که شب و روز میان نمک است

6

می‌بیندیش ازین گریه من

آخر آن آب زیان نمک است

7

باری اندیشه خسرو می‌کن

که به حق جمله جهان نمک است

Sources

Persian text source: Ganjoor