Toggle stanza 1
گر چه خوبان ز مه فزون باشند
1

گر چه خوبان ز مه فزون باشند

پیش آن ماه من زبون باشند

2

مردمانی که روی او دیدند

تا بباشند سرنگون باشند

3

گفتمش «بنده ایم » گفت «خموش

تو چه دانی که بنده چون باشند»؟

4

یار مهمان تست، ای دیده

مردمان را بگو برون باشند

5

ای دل خون گرفته، عشق مباز

که بتان تشنگان خون باشند

6

عافیت را به خواب می جویند

دردمندان که بی سکون باشند

7

عقل درد سر است، زین معنی

عارفان عاشق جنون باشند

8

تو برون رو ز سینه ام، کای جان

یار یاران ز در درون باشند

9

عشق بازی ز خسرو آموزند

لیلی و مجنون ار کنون باشند

Sources

Persian text source: Ganjoor