Toggle stanza 1
ز آنگهی که دل من به سوی یار من است
1

ز آنگهی که دل من به سوی یار من است

زهی دراز که شبهای انتظار من است

2

ز من نماند نشان و دلم به زلف تو ماند

به گوش داری، جانا، که یادگار من است

3

مگر تو خود کنی این لطف، ورنه می دانم

که آن جمال نه در خورد روزگار من است

4

مرا به مستی معذور دار، ای هشیار

که این زمام نه در دست اختیار من است

5

چو لاله غرق به خونم، چو گل گریبان چاک

زهی شکفته که امسال نوبهار من است

6

هزار بار همی گفتم، ای دل بدخوی

که عشق بازی با نیکوان نه کار من است

7

نشان خاک ستم کشته ایست در ره عشق

هر آن غبار که بر دامن نگار من است

8

به تیغ در حق خسرو حق جفا بگذار

خدای خیر دهادش که حق گزار من است

Sources

Persian text source: Ganjoor