Toggle stanza 1
ای که در دیده درونی و در آغوش نه ای
1

ای که در دیده درونی و در آغوش نه ای

هم به یاد تو که یک لحظه فراموش نه ای

2

چند افسون جفا خوانی و پنهان داری

آنچنان نیست که افسونش به هر گوش نه ای

3

رو بپوشیدی و این بنده خطا کرد که دید

من و رسوایی ازین پس، چو خطاپوش نه ای

4

وه که از درد توام خون جگر نوش گرفت

تو چه دانی که در این درد جگر نوش نه ای

5

گر به آغوش بریزند گل اندر بر من

آن همه خار بود چون تو در آغوش نه ای

6

دوش گفتی که کنم چاره کارت فردا

آخر امروز چرا بر سخن دوش نه ای؟

7

از لبش وعده دهی، وز مژه اش زخم زنی

نیش باری مزن، ای دیده، اگر نوش نه ای

Sources

Persian text source: Ganjoor