غزل شمارهٔ 276
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1نیست دلی کاندرو داغ جفای تو نیست
11
نیست دلی کاندرو داغ جفای تو نیست
کیست که اندر سرش باد هوای تو نیست
22
دل که ز جان خواسته ست بهر تو بیگانه وار
با همه مردانگی مرد جفای تو نیست
33
خشم کنی بی گناه، بر شکنی بی سبب
کوری بخت منست، ورنه خطای تو نیست
44
بر در تو هر کسی خاص شد، الا که من
هیچ کسان را مگر ره به سرای تو نیست
55
صبر به امید وصل بر در دل شسته بود
هجر درون رفت و گفت، خیز که جای تو نیست
66
گفتی، اگر می خری، نقد حیاتم بهاست
گر همه تا محشر است نیم بهای تو نیست
77
خسرو اگر سوخته ست، نی ز پی دیگری ست
سوخته تر باد ازین، گر ز برای تو نیست
Sources
Persian text source: Ganjoor

