غزل شمارهٔ 79
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1شبم خیال تو بس، با قمر چه کار مرا
شبم خیال تو بس، با قمر چه کار مرا
من و چو کوه شبی، با سحر چه کار مرا
من آستان تو بوسم، حدیث لب نکنم
چو من به خاک خوشم، با شکر چه کار مرا
نبینم آن لب خندان ز بیم جان یک ره
ز دور سنگ خورم، با گهر چه کار مرا
پدر بزاد مرا بهر آن که تو کُشیَم
وگرنه با چو تو زیبا پسر، چه کار مرا
اگر قضاست که میرم به عشق تو، آری
به کارهای قضا و قدر چه کار مرا
به طاعتم طلبند و به عشرتم خوانند
من و غم تو، به کار دگر چه کار مرا
طلاق داده دل و عقل و هوش را، خسرو
به گشتِ کوی تو با این حشَر چه کار مرا
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ز خود برآمده ام، با سفر چه کار مرا؟
بریده ام ز جهان، با ثمر چه کار مرا؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 622
به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرا
دراز باد شبم با سحر چه کار مرا
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 14
نشسته در ظلمم با قمر چه کار مرا
چراغ تیره شبم با سحر چه کار مرا
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 18
Sources
Persian text source: Ganjoor

