غزل شمارهٔ 325
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1چو خشم مست تو در خوابگاه ناز بخفت
11
چو خشم مست تو در خوابگاه ناز بخفت
بر آستانت مرا سخت حیله ساز بخفت
22
ز ناز بازی چشمت امیدوار شدم
ولی دریغ که چشمت به خواب ناز بخفت
33
درین هوس که ببیند به خواب چشم ترا
بخفت نرگس و بیدار گشت و باز بخفت
44
به باغ با تو همی کرد سر و پای دراز
به یک طنابچه که بادش بزد دراز بخفت
55
تصور تو به خوبی نگنجدم به خیال
حقیقت است که در پرده مجاز بخفت
66
رخ آن گهیم نمودی که من ز دست شدم
چه سود جلوه محمود چون ایاز بخفت
77
ز خاک پای نمانده ست چشم خسرو باز
به خاک پات که این چشمهای باز بخفت
Sources
Persian text source: Ganjoor

