Toggle stanza 1
چو خشم مست تو در خوابگاه ناز بخفت
1

چو خشم مست تو در خوابگاه ناز بخفت

بر آستانت مرا سخت حیله ساز بخفت

2

ز ناز بازی چشمت امیدوار شدم

ولی دریغ که چشمت به خواب ناز بخفت

3

درین هوس که ببیند به خواب چشم ترا

بخفت نرگس و بیدار گشت و باز بخفت

4

به باغ با تو همی کرد سر و پای دراز

به یک طنابچه که بادش بزد دراز بخفت

5

تصور تو به خوبی نگنجدم به خیال

حقیقت است که در پرده مجاز بخفت

6

رخ آن گهیم نمودی که من ز دست شدم

چه سود جلوه محمود چون ایاز بخفت

7

ز خاک پای نمانده ست چشم خسرو باز

به خاک پات که این چشمهای باز بخفت

Sources

Persian text source: Ganjoor