Toggle stanza 1
دل ز نادیدنت به جان نشود
1

دل ز نادیدنت به جان نشود

اگرم هوش بیش از آن نشود

2

مخرام اینچنین به نازکه تا

خلق را جان و دل زیان نشود

3

دیده را خاک پات روشن شد

نور بر دیده ها گران نشود

4

تو چسان می رباییم، باری

تن مرده به حیله جان نشود

5

مرغکت، بیند ار به باغ روی

پیش هرگز به آشیان نشود

6

عشق پشتم شکست و کیش گراینست

تیر خسرو چرا کمان نشود؟

Sources

Persian text source: Ganjoor