غزل شمارهٔ 1484
Toggle stanza 1چو نام تو در نامهای دیدهام
11
چو نام تو در نامهای دیدهام
به نامت که بر دیده مالیدهام
22
به یاد زمینبوس درگاه تو
سراپای آن نامه بوسیدهام
33
ز نام تو آن نامه نامدار
سر بندگی برنپیچیدهام
44
جز این یک هنر نیست مکتوب را
وگر نیست، باری من این دیدهام
55
که آنها که در روی او خواندهام
جوابی از او باز نشنیدهام
66
قلم چون سر یک زبانیش نیست
از آن ناتراشیده ببریدهام
77
ولی اینکه بنهاد سر بر خطم
از او راستی را پسندیدهام
88
زبانم چو یارای نطقش نماند
زبانی ز نی برتراشیدهام
99
بیا، ای دبیر، ار نداری مداد
سیاهی برون آور از دیدهام
1010
سخنهای بگزیده بنویس و گوی
که ای مونس و یار بگزیدهام!
1111
چو زلف تو شوریده شد حال من
ببخشای بر حال شوریدهام
1212
سیه کردهام نامه از دود دل
سیهروتر از خاک کن دیدهام
1313
چو خسرو در این رقعه از سوز دل
به نی آتش تیز پوشیدهام
Sources
Persian text source: Ganjoor

