Toggle stanza 1
کسی که دیدن آن چشم خوابناک رود
1

کسی که دیدن آن چشم خوابناک رود

عجب مدان که به خواب خوشش هلاک رود

2

زمین به یاد لبت بوسه می زنم، لیکن

چگونه آرزوی انگبین به خاک رود

3

چنین که روی تو گلبرگ نازک است، مباد

که سویت از دل من آه سوزناک رود

4

به عشق دعوی آتش پرستیش نرسد

برهمنی که در آتش چو ترسناک رود

5

فرو خورد که برون ندهد اهل دل آهی

که گر برون فگند، شعله بر سماک رود

6

فدای غمزه زنی باد جان که جانب او

درست آید و دلهای چاک چاک رود

7

گناه خسرو، اگر دوستیست، غمزه مزن

که از جهان چو شهیدان عشق پاک رود

Sources

Persian text source: Ganjoor