غزل شمارهٔ 1574
Toggle stanza 1ای تیغ بر کشیده چو مردم کشندگان
11
ای تیغ بر کشیده چو مردم کشندگان
زنجیر تو به گردن گردن کشندگان
22
از رفتن تو مرده شود زنده زیر خاک
جانا، مرو که باز بمردند زندگان
33
چون تو یکی نیافت اگر آب چشم من
هر چند گشت گرد جهان چون دوندگان
44
هر بامداد بر سر راهت روم به درد
پرسم حکایتت همه روز از روندگان
55
من دانم و کسی که چو من طالب کسی است
کعبه چه آگهست ز پای دوندگان
66
بادی ست کآتش من از آن بیش می شود
چندین که می دمند به گوشم دمندگان
77
صبر و قرار جستم و دل گفت «صبر کن »
تا بر پریده اند ز دام این پرندگان
88
بیچاره خسروم پی خوبان به جان رسید
یارب، خلاص بخش مرا زین کشندگان
Sources
Persian text source: Ganjoor

