Toggle stanza 1
بی وفا یارا، چنین هم بی وفاداری مکن
1

بی وفا یارا، چنین هم بی وفاداری مکن

گر وفایی نیستت، باری جفاکاری مکن

2

چند گویی کز جفا کردن دلت را خون کنم

هر چه خواهی کن، همین از بنده بیزاری مکن

3

بر نیفتاد آخر از عالم نشان مردمی

شرم دار از مردمان و مردم آزاری مکن

4

چشم را دل می دهی در کشتن ما بی گنه

کافران را در قصاص مؤمنان یاری مکن

5

آیت حسنی و رویت هدیه دلها بس است

بر لب شنگرف فام این رنگ زنگاری مکن

6

در خیالش بیهشم، چه جای پند است، ای حکیم

خواب دیوانه ست، تعبیری به هشیاری مکن

7

خسروا، با او به عزت جان برابر می نهی

هم بدان عزت که باد او را بدین خواری مکن

Sources

Persian text source: Ganjoor